عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
157
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
واسطهء حضور شىء و رؤيت عينى آن تحقق مىيابد . و اگر بخواهيم بنابر مصطلحات فلسفى سخن بگوييم ، بايد گفت : در علم اليقين ، انسان به علم حصولى دست مىيابد ، ولى در عين اليقين به علم حضورى نايل مىشود . ] و الدرجة الثالثة حقّ اليقين . و هو إسفار صبح الكشف ، ثمّ الخلاص من كلفة اليقين ، ثمّ الفناء فى حقّ اليقين . درجهء سوم ، حق اليقين است . [ حق اليقين يعنى تحقق به حقيقت علم حقتعالى ، به اينكه رسم و علم بنده در حقيقت فانى گردد . ] و آن عبارت است از تابش صبح كشف ، و آنگاه رهايى از رنج يقين ، و سپس فناى در حق اليقين . [ مقصود از « اسفار صبح الكشف » آن است كه نور تجلى حقيقت بر ظلمت رسم بنده بتابد و بر آن مستولى گردد ، مانند تابش نور سپيدهدم كه تاريكى شب را در مىنوردد ؛ چنانكه امير مؤمنان در بيان حقيقت مىفرمايد : « نور يشرق من صبح الازل ، فيلوح على هياكل التّوحيد آثاره . » « 1 » حقيقت نورى است كه از صبح ازل مىتابد ، و آثار آن بر هياكل توحيد آشكار مىگردد .
--> ( 1 ) - اين عبارت از فقرات روايت معروفى است كه امير مؤمنان عليه السّلام در پاسخ به سؤال كميل ، كه دربارهء « حقيقت » از امام عليه السّلام پرسش كرد ، بيان نمود . متن كامل حديث بدين شرح است كه حضرت در پاسخ كميل فرمود : « مالك و الحقيقة ؟ فقال كميل : أو لست صاحب سرّك ؟ قال عليه السّلام : بلى ، و لكن يرشح عليك ما يطفح منّى . فقال كميل : أو مثلك يخيب سائلا ؟ فقال عليه السّلام : الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير اشارة . فقال زدنى بيانا . قال عليه السّلام : محو الموهوم مع صحو المعلوم . فقال زدنى بيانا . فقال عليه السّلام : هتك الستر لغلبة السرّ . فقال : زدنى بيانا . قال عليه السّلام : الحقيقة نور يشرق من صبح الأزل ، فيلوح على هياكل التوحيد آثاره . قال : زدنى بيانا . قال عليه السّلام : اطف السراج ، قد طلع الصبح . » در كتابهاى عرفا ، فراوان به اين حديث اشاره مىشود ؛ و عبد الرزاق كاشانى نيز در شرح منازل ، در چند مورد به فقراتى از اين حديث استشهاد مىكند . اما اين روايت با همهء شهرتى كه دارد در جوامع روايى نقل نشده است ؛ بلكه آن را قاضى نور اللّه شهيد در مجالس المؤمنين ، در قسمتى كه شرح حال كميل زياد نخعى را بيان مىكند ، نقل كرده است ، ( مجلس ششم ج 2 ، ص 11 ) و برخى از محققين آن را شرح دادهاند ؛ كه از آن جملهاند : ملا عبد الرزاق كاشانى ، و مولى عبد اللّه زنوزى ، كه در كتاب « انوار جلية » ( چاپ تهران ، 1354 ش ) به تفصيل از آن بحث كرده است .